السيد علي الحسيني الميلاني

189

با پيشوايان هدايتگر (نگرشى نو به شرح زيارت جامعه كبيره) (فارسى)

آن مراتب قائل بشويم . البته بر كسى پوشيده نيست كه نسبت بين نبوّت و امامت و بين عصمت ، عموم مطلق است كه هر پيامبر و امامى ، معصوم است ، امّا هر معصومى ، امام و پيامبر نيست . ما مىگوييم : نمىشود كسى از جانب خدا براى رهبرى امّت منصوب و حجّت و واجب الاطاعه و الاتباع على الاطلاق باشد ؛ امّا معصوم نباشد . اين محال است ، امّا حضرت صدّيقهء طاهره سلام اللَّه عليها ولايت كبرى دارند ، و امام نمىباشند . بعضى قائلند كه جناب سلمان معصوم است ، ولى نه در حدّ عصمت ائمّه عليهم السلام ، قائلين به اين قول بايد قبلًا مشكك بودن عصمت را نيز ثابت كنند ، و بعيد نيست كه مرادشان مرتبه بالايى از عدالت باشد كه تالى تلو عصمت است ، هم‌چنان كه در ايمان ، جناب سلمان در اعلى مراتب مىباشد ، آن گاه بحث لفظى خواهد شد . واللَّه العالم . سخنى درباره آيهء تطهير در اين فراز از زيارت جامعهء كبيره به آيهء تطهير اشاره شده ، لازم است بحث كوتاهى نيز درباره آن آيه داشته باشيم . عصمت ائمّه عليهم السلام در قرآن مجيد ادلّهء زيادى دارد . بعضى ادّعا مىكنند كه عصمت را در قرن‌هاى اخير علما مطرح كرده‌اند ، و گرنه مدرك قديمى و دست اوّل ندارد . متأسفانه اين افراد در امورى كه تخصص ندارند دخالت مىكنند ؛ هم براى خودشان در دنيا و آخرت دردسر درست مىكنند و هم براى ديگران ؛ چرا كه در قرآن مجيد آيات عديده‌اى داريم كه بيان گر عصمت اند و عصمت يك حقيقت قرآنى است . ما در مباحث امامت و ولايت ، عصمت انبيا را از قرآن مجيد اثبات كرده‌ايم ، گرچه در قرآن مجيد آياتى وجود دارد كه موهم عدم عصمت است ؛ از ادلّه عصمت